صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 217غزل شمارهٔ 217شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: یشهراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنیست از داغ جنون پروا دل غم پیشه رادیده شیرست کرم شبچراغ این بیشه را2نقل کریںراز عشق از دل تراوش می کند بی اختیاراین شراب برق جولان می گدازد شیشه را3نقل کریںپیر را طول امل بیش از جوان پیچید به هممی کند مطلق عنان خاک ملایم ریشه را4نقل کریںنیست غافل عشق بی پروا ز مرگ کوهکننقش شیرین می کند شیرین دهان تیشه را5نقل کریںصائب از اندیشه موی میان غافل مباشکاین ره باریک نازک می کند اندیشه را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون دهد پیغام تسکین بی قرار بوسه را؟حرف وصوت از دل برد کی خارخار بوسه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 216اگلی نظمهر که دید از باده لعلی به سامان شیشه رامیدهد ترجیح بر کان بدخشان شیشه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 218زمینہم وزن و قافیہ نظمیںنیست با مژگانْ تعلق اشکِ وحشتپیشه رادانهٔ ما دامِ راه خویش داند ریشه رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 157آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون دهد پیغام تسکین بی قرار بوسه را؟حرف وصوت از دل برد کی خارخار بوسه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 216
اگلی نظمهر که دید از باده لعلی به سامان شیشه رامیدهد ترجیح بر کان بدخشان شیشه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 218
نیست با مژگانْ تعلق اشکِ وحشتپیشه رادانهٔ ما دامِ راه خویش داند ریشه رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 157