صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 898غزل شمارهٔ 898شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انطلبصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدست کوته مکن از دامن احسان طلبتا کشی نکهت یوسف ز گریبان طلب22نقل کریںسالک آن به که شکایت ز ملامت نکندکه بود زخم زبان، خار بیابان طلب33نقل کریںرهرو عشق محال است که افسرده شودعرق سرد ندارد تب سوزان طلب44نقل کریںپنجه سعی ترا ناخن غیرت کُندستورنه بی لعل و گهر نیست رگ کان طلب55نقل کریںاز طلب چون شوم آسوده، که هر چشم زدنمی شود تازه ز رخسار تو ایمان طلب66نقل کریںشاهد ناطق کاملطلبان خاموشی استشکوه دوری راه است ز نقصان طلب77نقل کریںآسمانها نفس بیهدهای می سوزندبه دویدن نشود قطع، بیابان طلب88نقل کریںچشمپوشیده ز دیدار چه لذت یابد؟چه کند جلوه مطلوب به حیران طلب؟99نقل کریںجذبهای را به عنانگیری شوقم بفرستکه ازین بیش ندارم سر و سامان طلب1010نقل کریںخار صحرای جنون از دل من سیراب استزهره شیر بود آب نیستان طلب1111نقل کریںمن چه گنجشک ضعیفم، که هزاران سیمرغبال و پر ریخته در سیر بیابان طلب1212نقل کریںجلوه شاهد مقصود بود پرده نشینتا مصفا نشود آینه جان طلب1313نقل کریںپای از حلقه زنجیر گذارد بر تختهر که یک چند کند صبر به زندان طلب1414نقل کریںهر که چون غنچه کشد دست تصرف در جیبای بسا گل که بچیند ز گلستان طلب1515نقل کریںصائب از زخم زبان، عشق، محابا نکندخس و خاشاک بود سنبل و ریحان طلب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبی خبر شو ز دو عالم، خبر یار طلبدست بردار ز خود، دامن دلدار طلبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 897اگلی نظمرو نگهداشتن از صاف ضمیران مطلبعیب پوشیدن از آیینه عریان مطلبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 899◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبی خبر شو ز دو عالم، خبر یار طلبدست بردار ز خود، دامن دلدار طلبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 897
اگلی نظمرو نگهداشتن از صاف ضمیران مطلبعیب پوشیدن از آیینه عریان مطلبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 899