صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6453

غزل شمارهٔ 6453

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

می دود هر کس ز خود بیرون به استقبال او

سایه چون نقش قدم می ماند از دنبال او

22

بس که سرو قامت او دلپذیر افتاده است

برندارد دل به رفتن آب از تمثال او

33

نقش پای او به خون بی گناهان محضری است

بس که گردیده است خون عاشقان پامال او

44

ما ز بوی پیرهن قانع به یاد یوسفیم

نعمت آن باشد که چشمی نیست در دنبال او

55

ظاهر از شام غریبان است احوال غریب

حال دل پیداست از زلف پریشان حال او

66

سکه تا آورد در زر روی، گردانید پشت

ای خوشا جرمی که عذری هست در دنبال او

77

در میان پشت و روی ما را گر فرقی بود

نیست از ادبار گردون فرق تا اقبال ما

88

شد در آن کنج دهن از خرده بینی گوشه گیر

داغ دارد گوشه گیران جهان را خال او

99

دستگاه بوسه را زیر نگین آورده است

دست اگر یابم، به دندان می کنم تبخال او!

1010

می کند قالب تهی تا حسن گردانید روی

بر امید جان نو آیینه از تمثال او

1111

چون مسیحا همت هر کس بلند افتاده است

آسمان صائب بود چون بیضه زیر بال او

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر که را دل آب شد از روی آتشناک او

شبنم گلزار جنت گشت چشم پاک او

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6452

اگلی نظم

دلنشین افتاده است از بس که خط و خال او

ریشه در آیینه چون جوهر کند تمثال او

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6454

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور