صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2644

غزل شمارهٔ 2644

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ابوازخودمیرود

صنف: غزل

آڈیو
آڈیو
Toggle stanza 1
1

می کند یادش دل بیتاب و از خود می رود

می برد نام شراب ناب و از خود می رود

2

هر که چون شبنم درین گلزار چشمی باز کرد

می شود از آتش گل آب و از خود می رود

3

از محیط آفرینش هر که سر زد چون حباب

می زند یک دور چون گرداب و از خود می رود

4

پای در گل ماندگان را قوت رفتار نیست

یاد دریا می کند سیلاب و از خود می رود

5

شوخی میخانه مشرب نمی باشد مدام

می زند جوشی شراب ناب و از خود می رود

6

بیخودی می آورد با گلرخان همخانگی

می نماید چشم او در خواب و از خود می رود

7

هر که در گلزار بیدردانه خندد، می زند

غوطه در خون چون گل سیراب و از خود می رود

8

زاهد خشک از هوای جلوه مستانه اش

می کشد خمیازه چون محراب و از خود می رود

9

وصل نتواند عنان رفتن دل را گرفت

موج می غلطد به روی آب و از خود می رود

10

نیست این پروانه را سامان شمع افروختن

می کند نظاره مهتاب و از خود می رود

11

گر فتد زاهد به فکر قامت او در نماز

می گذارد پشت بر محراب و از خود می رود

12

ماهیی کز ورطه قلاب یک ره جسته است

می شمارد موج را قلاب و از خود می رود

13

لوح خاک آیینه، سیمابند روشن گوهران

اضطرابی می کند سیماب و از خود می رود

14

دست و پایی می زند هر کس درین دریا چو موج

بر امید گوهر نایاب و از خود می رود

15

هر که یابد لذت تنها روی و بیخودی

همرهان را می کند در خواب و از خود می رود

16

هر که آگاه است چون شبنم ز تعجیل بهار

می دهد چشم از رخ گل آب و از خود می رود

17

بی شرابی نیست صائب را حجاب از بیخودی

جای صهبا می کشد خوناب و از خود می رود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون خرامان از نظر آن سرو قامت می رود

همچو سیل از پیش، پای کوه طاقت می رود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2643

اگلی نظم

مفلس از بزم شراب ما توانگر می‌رود

ابر اینجا تا کمر در آب گوهر می‌رود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2645

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

0:000:00