صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 882غزل شمارهٔ 882شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انبیندبهخوابصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچشم عاشق خاک کوی دلستان بیند به خوابهر چه هر کس در نظر دارد، همان بیند به خواب22نقل کریںگل که در بیداری دولت غم بلبل نخوردناله مستانه اش را در خزان بیند به خواب33نقل کریںهر کسی را صبح امیدی است در دلهای شبتشنه آب و خواجه زر، سگ استخوان بیند به خواب44نقل کریںدل ز یاد زلف زد بر کوچه دیوانگیمست گردد فیل چون هندوستان بیند به خواب55نقل کریںجان چنان وحشت نکرد از تن که رو واپس کندگرد یوسف را دگر این کاروان بیند به خواب66نقل کریںاز دل بیدار، عارف می کند سیر بهشتزاهد کوتاه بین باغ جنان بیند به خواب77نقل کریںنیست سیرابی ز خون خلق، ظالم را به مرگهر که خسبد تشنه لب، آب روان بیند به خواب88نقل کریںدر خیال خویشتن هر دور گردی واصل استذره با خورشید خود را همعنان بیند به خواب99نقل کریںبلبلی کز فکر گلشن غنچه سازد خویش رادر قفس خود را همان در گلستان بیند به خواب1010نقل کریںنیست ممکن جان روشن را ز حق غافل شدنقطره روشن محیط بیکران بیند به خواب1111نقل کریںنعمت دنیای دون خواب و خیالی بیش نیستنیست ممکن سیر گردد هر که نان بیند به خواب1212نقل کریںعشق جای عقل شد فرمانروای کایناتبعد ازین آسودگی را آسمان بیند به خواب!◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکی سفیدی می تواند شد به چشم ما نقاب؟کف چه باشد تا شود بر چهره دریا نقابصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 881اگلی نظمگرچه افکندم به روغن، نان خلق از خوی چربقسمتم چون شمع کاهش شد ز گفت و گوی چربصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 883◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکی سفیدی می تواند شد به چشم ما نقاب؟کف چه باشد تا شود بر چهره دریا نقابصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 881
اگلی نظمگرچه افکندم به روغن، نان خلق از خوی چربقسمتم چون شمع کاهش شد ز گفت و گوی چربصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 883