صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2274

غزل شمارهٔ 2274

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انسرمپیچ

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

بی شهادت زینهار از تیغ جانان سرمپیچ

تا نگردی لعل از خورشید تابان سرمپیچ

22

صد گل بی خار دارد در قفا هر زخم خار

در طریق کعبه از خار مغیلان سرمپیچ

33

گر به آب خضر می خواهی که در ظلمت رسی

چون قلم تا ممکن است از خط فرمان سرمپیچ

44

نیست از خواری به عزت پله ای نزدیکتر

بنده تسلیم شو، از چاه و زندان سرمپیچ

55

نقش یوسف بر مراد از سیلی اخوان نشست

دست بر دل نه، ز سختیهای دوران سرمپیچ

66

تا شوی در گردن افرازی نمایان چون هدف

با لباس کاغذین از تیر باران سرمپیچ

77

تا توانی در رکاب شهسواران قطره زد

بی سر و پا شو چو گوی، از زخم چوگان سرمپیچ

88

زین کمان حلاج تار و پود خود را پنبه کرد

از خم دار فنا ای نابسامان سرمپیچ

99

رشته ها همتاب چون شد، زود می گردد یکی

ای دل آشفته زان زلف پریشان سرمپیچ

1010

در کمال حسن دارد خال بیش از زلف دخل

از رضای مور زنهار ای سلیمان سرمپیچ

1111

از ضعیفان می شود پشت زبردستان قوی

گرچه داری صولت شیر از نیستان سرمپیچ

1212

نیل چشم زخم باشد حسن را خط امان

از هجوم قمری ای سرو خرامان سرمپیچ

1313

از سبکروحان چراغ حسن روشن می شود

از نسیم ای غنچه پاکیزه دامان سرمپیچ

1414

بر لب بام آفتابت از غبار خط رسید

بیش ازین ای شوخ چشم از خاکساران سرمپیچ

1515

تا توانی سر برآوردن در ایام خزان

در بهار ای شاخ گل از عندلیبان سرمپیچ

1616

شانه ای زلف گرهگیر سخن را لازم است

زینهار از ناخن دخل سخندان سرمپیچ

1717

پرده پوش پای خواب آلود، صائب دامن است

با گرانجانی ز خاک تنگ میدان سرمپیچ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دور کن از دل هوس در پیرهن اخگر مپیچ

بگسل از طول امل، چون مار در بستر مپیچ

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2273

اگلی نظم

لب پیاله گزیدی سر از خمار مپیچ

گلی ز شاخ شکستی قدم زخار مپیچ

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2275

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور