صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 483غزل شمارهٔ 483شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یرجداصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںخام ماندم ز می کهنه کشیدم تا دستنشود هیچ مرید از قدم پیر جدا!22نقل کریںخاطر جمع مرا چند پریشان دارد؟خواب آشفته جدا و غم تعبیر جدا33نقل کریںهمت آن است که موقوف نباشد به شعوراوست حاتم که به طفلی نخورد شیر جدا44نقل کریںسرما و خط تسلیم به هم پیوسته استهدف ما نشود از قدم تیر جدا55نقل کریںدل ما گرم طلب بود همان در دل خاکاین تب گرم نگردید ازین شیر جدا66نقل کریںشوری از بخت نبردیم به تدبیر برونما که کردیم مکرر شکر از شیر جدا77نقل کریںصائب آن روز که از قید جنون شد آزادشیونی خاست ز هر حلقه زنجیر جدا88نقل کریںدل چسان گردد ازان زلف گرهگیر جدا؟نشود جوهر از آیینه به شمشیر جدا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمفتنه روز جزا خانه نشین است اینجافتنه این است که در خانه زین است اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 482اگلی نظمنیست در دیده ما منزلتی دنیا راما نبینیم کسی را که نبیند ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 484◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمفتنه روز جزا خانه نشین است اینجافتنه این است که در خانه زین است اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 482
اگلی نظمنیست در دیده ما منزلتی دنیا راما نبینیم کسی را که نبیند ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 484