صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5173

غزل شمارهٔ 5173

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نگعشق

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آتشین شد چهره خاک از می گلرنگ عشق

چرخ شد خاکستری از آتش بی رنگ عشق

2

می نماید چون گل خورشید از آب روان

چهره اندیشه از آیینه بی زنگ عشق

3

چون گذشتی از فضای دل درین وحشت سرا

درخور جولان ندارد عرصه ای شبرنگ عشق

4

با کدامین شیشه دل گویم که در میدان رزم

کرد کار مومیایی با دل من سنگ عشق

5

یک سیه خانه است در سرتاسر صحرای عقل

کعبه ای سرگشته می گردد به هر فرسنگ عشق

6

نیست ابر و آفتاب نوبهاران را بقا

ساده لوح آن کس که دل بندد به صلح و جنگ عشق

7

زور بازوی یداللهی بلند افتاده است

چون ننالد نه کمان آسمان در چنگ عشق؟

8

خامسوزان هوس بر خود بساطی چیده اند

ورنه خاکستر ندارد آتش بی رنگ عشق

9

تا به حشر از چشم زخم نیستی آسوده است

چهره هرکس که شد نیلوفری از سنگ عشق

10

جوشن داودی اینجا شاهراه ناوک است

من کیم تا سینه را سازم سپر در جنگ عشق؟

11

ذره تا خورشید گلبانگ انالحق می زند

نغمه خارج ندارد ساز سیر آهنگ عشق

12

دامن رغبت زلیخا از کف یوسف کشد

دست چون بیرون کند از آستین نیرنگ عشق

13

خامه اش را شق به شمشیر شهادت می زنند

هرکه چون شیر خدا صائب بود یکرنگ عشق

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از پس صد پرده می تابد فروغ را ز عشق

سرمه نتواند گرفتن راه برآواز عشق

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5172

اگلی نظم

از نقاب سنگ تابد شعله عریان عشق

پرده چون پوشد کسی بر سوزش پنهان عشق؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5174

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور