صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2802

غزل شمارهٔ 2802

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارمیافتد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ز جوش مغز هردم از سرم دستار می‌افتد

کف اندازد به ساحل بحر چون سرشار می‌افتد

2

به بیکاری برآوردم ز کار خود جهانی را

عجب سیری است چون دیوانه در بازار می‌افتد

3

جنون تا هست ناقص کوه و صحرا وسعتی دارد

شود زندان بیابان چون جنون سرشار می‌افتد

4

قبول تربیت در هر کف خاکی نمی‌باشد

وگرنه پرتو خورشید بر دیوار می‌افتد

5

مرا دل‌بستگی در قید زندان فلک دارد

برون ناید ز سوزن چون گره بر تار می‌افتد

6

مشو از جنبش مژگان گرد آلود او غافل

که تیغ خاکساران سخت لنگر دار می‌افتد

7

دلی را گر به فریاد آوری اهل دلی، ورنه

ز هر نالیدنی آوازه در کهسار می‌افتد

8

در ایام توانایی به نشتر چشم می سودم

کنون از سایه مژگان به چشم خار می‌افتد

9

وداع آخرت کن گر به دنیا مایلی صائب

که هر جانب که مایل می‌شود دیوار می‌افتد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نمی خواهم نقاب از صورت احوال من افتد

که در جمعیت دلها خلل از حال من افتد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2801

اگلی نظم

مگو عاقل کجا در محنت ایام می افتد

که مرغ زیرک اینجا بیشتر در دام می افتد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2803

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ز ننگ منت راحت به مرگم‌ کار می‌افتد

همه‌گر سایه افتد بر سرم دیوار می‌افتد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 928

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور