صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 801غزل شمارهٔ 801شاعر: صائبوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اباستدراینجاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر صافدلی هست شراب است در اینجاور سوخته ای هست کباب است در اینجا2نقل کریںبیدار دلی نیست کز او دل بگشایدتا چشم نمکسود به خواب است در اینجا3نقل کریںسالم کسی از بحر جهان چون بدر آید؟شورست، اگر چشم حباب است در اینجا4نقل کریںسودای من از ساغر سرشار شد افزونخشک است، اگر ریشه در آب است در اینجا5نقل کریںاز حلقه ماتم زدگان کیست برآید؟پیمانه می چشم پر آب است در اینجا6نقل کریںاز میکده چون خام برآیم، که بط میاز گرمی هنگامه کباب است در اینجا7نقل کریںپیش که برم شکوه این بخت گرانخواب؟بیداری دولت همه خواب است در اینجا8نقل کریںدر عالم وحدت ز دو رنگی خبری نیستهر جا که سؤالی است جواب است در اینجا9نقل کریںاز روی عرقناک و لب لعل می آلودهر سو نگری عالم آب است در اینجا10نقل کریںاز دشت علایق به حذر باش که هر خارسرپنجه شاهین و عقاب است در اینجا11نقل کریںما از تو به پیغام دروغیم تسلیاین است خطایی که صواب است در اینجا12نقل کریںمجموعه صوفی بود از غیر خدا پاکخون دو جهان سرخی باب است در اینجا13نقل کریںهر کوه تحمل که دهد عقل سرانجامچون ریگ روان پا به رکاب است در اینجا14نقل کریںتلخی به لب چون شکر او نپسندمورنه سخن تلخ، گلاب است در اینجا15نقل کریںاز سیل حوادث مکن اندیشه که فرداآباد بود هر که خراب است در اینجا16نقل کریںتا روز قیامت که سر شکوه گشایمدست من و دامان نقاب است در اینجا17نقل کریںاز صبر، عزیزان چه ثمرها که نچیدندبی حاصلی ما ز شتاب است در اینجا18نقل کریںاز ترک حیا کام گرفتند حریفانخون در دل صائب ز حجاب است در اینجا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز دست و تیغ عشق فگارند لالههادر خاک و خون نشسته یارند لالههاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 800اگلی نظمدر زلف مده راه دگر باد صبا رازین بیش ملرزان دل آسوده ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 802آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز دست و تیغ عشق فگارند لالههادر خاک و خون نشسته یارند لالههاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 800
اگلی نظمدر زلف مده راه دگر باد صبا رازین بیش ملرزان دل آسوده ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 802