صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4452

غزل شمارهٔ 4452

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ارستببینید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

طوفان گل و جوش بهارست ببینید

اکنون که جهان بر سر کارست ببینید

2

در سبزه و گل آب روان پرده نشین است

ماهی که درین سبزحصارست ببینید

3

قانع مشوید از خط استاد به خواندن

حسنی که نهان در خط یارست ببینید

4

آن گرد که بر عرش کله گوشه شکسته است

از جلوه آن شاهسوارست ببینید

5

این آینه هایی که نظر خیره نماید

در دست کدام آینه دارست ببینید

6

زان آتش پنهان که جهان سوخته اوست

افلاک پر از دود و شرارست ببینید

7

در مغز بهاراین چه نسیم است ببویید

در دست جهان این چه نگارست ببینید

8

چون نیست شما را نظر دیدن آتش

این جوش که در مغز بهارست ببینید

9

مژگان بگشایید و ببندید زبان را

آفاق پراز جلوه یارست ببینید

10

در پله اعداد اقامت منمایید

آن حسن که بیرون ز شمارست ببینید

11

از شوق هم آغوشی آن قامت موزون

گلها همه آغوش وکنارست ببینید

12

از دیدن صیاد اگر رنگ ندارید

این دشت که پرخون شکارست ببینید

13

در دامن دشتی که ز جوش گل بی خار

خورشید کم از بوته خارست ببینید

14

آن نوش که در نیش نهان است بجویید

آن گنج که در کسوت مارست ببینید

15

زان پیش که از چهره جان گردفشانید

آن ماه که در زیر غبارست ببینید

16

چون بال فلک سیر ز اندیشه ندارید

آن را که در اندیشه یارست ببینید

17

زان پیش که هردوجهان گردبرآرد

ای بیخبران این چه سوارست ببینید

18

در جامه خودچاک زدن بی سببی نیست

در پیرهن غنچه چه خارست ببینید

19

از چشمه کوثر نرود تیرگی بخت

خالی که به کنج لب یارست ببینید

20

این آن غزل اوحدی ماست که فرمود

ای بی بصران این چه بهارست ببینید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

فارغ بود از افسر زرین سر خورشید

کز شعشعه خویش بود افسر خورشید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4451

اگلی نظم

خشت از سرخم پنبه ز مینا بربایید

برچهره خود روزن جنت بگشایید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4453

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

کو رنگ‌، چه بو؟ جلوهٔ یارست ببینید

گل نیست همان لاله‌عذارست ببینید

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1642

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور