صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4783

غزل شمارهٔ 4783

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارنماندهاستامروز

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

هیچ جا از خوشی آثار نمانده است امروز

خیر در خانه خمار نمانده است امروز

2

پرده خواب گرفته است جهان را چون ابر

اثری از دل بیدار نمانده است امروز

3

نیست یک چهره شبنم زده در ساحت باغ

شرم در دیده گلزار نمانده است امروز

4

دل غمگین به چه امید شود گوشه نشین ؟

فیض در کنج لب یار نمانده است امروز

5

نیست در زلف دلارای صنم کوتاهی

کمری لایق زنار نمانده است امروز

6

چه خیال است که در صومعه هابتوان یافت

در خرابات چو هشیار نمانده است امروز

7

صدف آن به که بسازد به جگر سوختگی

جود در ابر گهر بار نمانده است امروز

8

پیر کنعان نکشد سر به گریبان،چه کند؟

یوسفی بر سر بازار نمانده است امروز

9

چه توقع ز لب خشک صدف باید داشت؟

آب در گوهر شهوار نمانده است امروز

10

همدمی کز سر اشفاق بگیرد یک بار

خبری زین دل بیمار، نمانده است امروز

11

سبحه را کیست که خاک مذلت گیرد؟

حرمت رشته زنار نمانده است امروز

12

غیر صائب که دمی می زند از سوز جگر

اثر از گرمی گفتار نمانده است امروز

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نیست بی خون دل آن زلف پریشان هرگز

نبود بی شفق این شام غریبان هرگز

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4782

اگلی نظم

از جبینش عرق شرم روان است هنوز

چشم امید به رویش نگران است هنوز

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4784

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور