صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4457

غزل شمارهٔ 4457

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: ابدارد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

شرم وحجاب مارا در پیچ وتاب دارد

خون خوردن است کارش تیغی که آب دارد

22

اندیشه رهایی نقش برآب باشد

در قلزمی که گرداب بیش از حباب دارد

33

گر خون شود دل سنگ چندان عجب نباشد

در عالمی که گوهر چشم پرآب دارد

44

از سینه برنیارد نشمرده یک نفس را

چون صبح هر که در دل بیم حساب دارد

55

تیغ زبان دعوی برهان جهل باشد

صحرای موج افزون موج سراب دارد

66

آن شاخ گل همانا خواهد به باغ آمد

کز طوق قمریان سرو پا در رکاب دارد

77

از آفتاب محشر اندیشه نیست مارا

حسن برشته اودل را کباب دارد

88

زان چشم اگرپرآب است زین آب می شود دل

رخسار او چه نسبت با آفتاب دارد

99

در آستین نگیرد دست کریم آرام

در آتش است نعلش ابری که آب دارد

1010

بند خود از تپیدن چون مرغ سخت سازد

در انتظام دنیا هر کس شتاب دارد

1111

در زیر چرخ هر کس خواهد نفس کند راست

فکر نفس کشیدن در زیر آب دارد

1212

از فقر بر دل ما گرد کدورتی نیست

معماری کریمان ما را خراب دارد

1313

درپرده رونهفتن صائب زبی حجابی است

رویی که شرمگین است از خود نقاب دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خط سیه مبادا زان خال سربرآرد

عمرش تمام گردد چون مور پربرآرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4456

اگلی نظم

از حلقه های زنجیر سودا چه باک دارد

از گوشمال گرداب دریا چه باک دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4458

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور