صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4457

غزل شمارهٔ 4457

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: ابدارد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

شرم وحجاب مارا در پیچ وتاب دارد

خون خوردن است کارش تیغی که آب دارد

2

اندیشه رهایی نقش برآب باشد

در قلزمی که گرداب بیش از حباب دارد

3

گر خون شود دل سنگ چندان عجب نباشد

در عالمی که گوهر چشم پرآب دارد

4

از سینه برنیارد نشمرده یک نفس را

چون صبح هر که در دل بیم حساب دارد

5

تیغ زبان دعوی برهان جهل باشد

صحرای موج افزون موج سراب دارد

6

آن شاخ گل همانا خواهد به باغ آمد

کز طوق قمریان سرو پا در رکاب دارد

7

از آفتاب محشر اندیشه نیست مارا

حسن برشته اودل را کباب دارد

8

زان چشم اگرپرآب است زین آب می شود دل

رخسار او چه نسبت با آفتاب دارد

9

در آستین نگیرد دست کریم آرام

در آتش است نعلش ابری که آب دارد

10

بند خود از تپیدن چون مرغ سخت سازد

در انتظام دنیا هر کس شتاب دارد

11

در زیر چرخ هر کس خواهد نفس کند راست

فکر نفس کشیدن در زیر آب دارد

12

از فقر بر دل ما گرد کدورتی نیست

معماری کریمان ما را خراب دارد

13

درپرده رونهفتن صائب زبی حجابی است

رویی که شرمگین است از خود نقاب دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خط سیه مبادا زان خال سربرآرد

عمرش تمام گردد چون مور پربرآرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4456

اگلی نظم

از حلقه های زنجیر سودا چه باک دارد

از گوشمال گرداب دریا چه باک دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4458

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور