صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3207

غزل شمارهٔ 3207

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انهمیاید

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

کدامین آتشین‌سیما به این ویرانه می‌آید؟

که از دیوار و در بوی پر پروانه می‌آید

22

مرا این خونبها بس از شهیدان کان بلای جان

به طوف خاک من با شیشه و پیمانه می‌آید

33

کف خاکستر من امشب آتش زیر پا دارد

همانا شمع بر بالین این پروانه می‌آید

44

چنان از خلوت آیینه می‌آید به کیفیت

که پنداری صبوحی کرده از میخانه می‌آید!

55

به دریا سینه خم را غلط کرده است پنداری

که ابر نوبهار امروز خوش مستانه می‌آید

66

چنان از مشرب من کفر و دین یکرنگ شد با هم

که از تسبیح بوی صندل بتخانه می‌آید

77

اگر سنگ ملامت این سبک‌روحی نفرماید

که دیگر بی‌تکلف بر سر دیوانه می‌آید؟

88

مبادا هیچ کس را پست دیوار اینقدر یارب

ز هرجا سیل برخیزد به این ویرانه می‌آید

99

ز گفت‌وگوی ناصِح پنبه چون در گوش نگذارم؟

به مغزم بوی خواب مرگ ازین افسانه می‌آید

1010

تعجب نیست گر جان رفت با تیرش ز تن بیرون

که با مهمان برون از خانه صاحبخانه می‌آید

1111

سبک برخیز ای خار ملامت از سر راهم

که کار سیل از زنجیر این دیوانه می‌آید

1212

چنان از باده توحید سرگرمم درین گلشن

که خار و گل به چشم من به یک دندانه می‌آید

1313

صدای شیر بود آواز نی زین پیش در گوشم

کنون از نی به گوشم نعره شیرانه می‌آید

1414

اگر بر کلبه من جغد را صائب گذار افتد

به جان بی‌نفس بیرون ازین غمخانه می‌آید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بغیر از دل مصاف عشق دیگر از که می آید؟

زدن بر قلب آتش چون سمندر از که می آید؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3206

اگلی نظم

گران گشتم به چشمش بس که رفتم بی‌طلب سویش

مرا از پای نافرمان چه‌ها بر سر نمی‌آید!

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3208

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور