صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 228غزل شمارهٔ 228شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: رپروانهراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع چندانی که سوزد بال و پر پروانه رابی قراری می دهد بال دگر پروانه را2نقل کریںگر نباشد شمع در مد نظر پروانه راخانه روشن می کند سوز جگر پروانه را3نقل کریںحسن سنگین دل کجا، دلسوزی عاشق کجاشمع می راند به آب از چشم تر پروانه را4نقل کریںمی شود بر شمع باد صبح آب زندگیگر شود دست حمایت بال و پر پروانه را5نقل کریںگرد یار دیگران گشتن ز آزادی است دورورنه می کردیم خونها در جگر پروانه را6نقل کریںعشق سازد در نظرها حسن را صاحب شکوهذوالفقار شمع باشد بال و پر پروانه را7نقل کریںهر چه رنگ یار دارد، نور چشم عاشق استخوشترست از خرده جان هر شرر پروانه را8نقل کریںنامه و قاصد نمی خواهند بی تابان شوقنیست مکتوبی به غیر از بال و پر پروانه را9نقل کریںنیست بی پروای ما را فکر عاشق، ورنه شمعاز فروغ چهره می گیرد به زر پروانه را10نقل کریںدست و پا گم می کند شمع از نسیم صبحدمآه اگر آهی برآید از جگر پروانه را11نقل کریںبی بلا گردان خطر دارد ز چشم شور، حسنوای بر شمعی که افکند از نظر پروانه را12نقل کریںبی قراری های دل افزود در ایام خطکرد شمع صبحگاهی گرمتر پروانه را13نقل کریںبر تهی آغوشی خود آه حسرت می کشمهر کجا بینم کشد شمعی به بر پروانه را14نقل کریںدر قبای آل، عالمسوز می گردد جمالشمع در فانوس سوزد بیشتر پروانه را15نقل کریںاز مروت نیست با ما سرکشی، کز قرب شمعنیست آغوش وداعی بیشتر پروانه را16نقل کریںدر تلاش سوختن چندین چه می سوزد نفس؟پرده بیگانگی گر نیست پر پروانه را17نقل کریںشعله پا در رکاب شمع را آن رتبه نیستنعل در آتش بود جای دگر پروانه را18نقل کریںدامن خورشید شبنم از سحرخیزی گرفتچون بود شب زنده داری بی اثر پروانه را؟19نقل کریںجرأت عاشق شود در روزگار خط زیادظلمت شب می کند صاحب جگر پروانه را20نقل کریںمی شود روشندلان را هر سیاهی خضر راهدود می گردد به آتش راهبر پروانه را21نقل کریںجامه کعبه است دود آتش پرستان را به چشمسنبلستانی است شبها در نظر پروانه را22نقل کریںپیش ازین پروانه می گردید اگر بر گرد شمعشمع می گردد کنون بر گردسر پروانه را23نقل کریںگرد دل صائب نگردد سیر باغ جنتشآتشین رویی چو باشد در نظر پروانه را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز سر و سامان چه می پرسی من دیوانه را؟جوش می برداشت از جا سقف این میخانه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 227اگلی نظمکوکب سعدی بود از هر شرر پروانه رااختری پیوسته باشد در گذر پروانه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 229زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکوکب سعدی بود از هر شرر پروانه رااختری پیوسته باشد در گذر پروانه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 229آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز سر و سامان چه می پرسی من دیوانه را؟جوش می برداشت از جا سقف این میخانه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 227
اگلی نظمکوکب سعدی بود از هر شرر پروانه رااختری پیوسته باشد در گذر پروانه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 229
کوکب سعدی بود از هر شرر پروانه رااختری پیوسته باشد در گذر پروانه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 229