صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1201

غزل شمارهٔ 1201

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ابادمیاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

خاک با این رتبه تمکین، جناب آدمی است

چرخ با آن شان و شوکت در رکاب آدمی است

22

هر جمالی را نقابی، هر گلی را غنچه ای است

پرده زنبوری گردون، نقاب آدمی است

33

نیست در مجموعه افلاک با آن طول و عرض

از حقایق آنچه مثبت در کتاب آدمی است

44

نشأه عشق الهی را به انسان داده اند

گردش این نه خم از جوش شراب آدمی است

55

شاهد فرزندی آدم نه تنها صورت است

هر که دارد حسن معنی در حساب آدمی است

66

با دل مجروح آدم کار دارد شور عشق

این نمک از سینه چاکان کباب آدمی است

77

نیست انجم این که می بینی بر اوراق فلک

جبهه گردون عرق ریز از حجاب آدمی است

88

وسعت مشرب عبارت از فضای جنت است

چشمه کوثر همین چشم پر آب آدمی است

99

نقش بر آب است پیش باددستی های عشق

عقل پرکاری که سر لوح کتاب آدمی است

1010

رزق، خود را می رساند هر کجا قسمت بود

خنده سرشار گندم بر شتاب آدمی است

1111

دل منه بر مجمر زرین گردون زینهار

کاختر سیاره اش اشک کباب آدمی است

1212

آدمیت حسن گندم گون پسندیدن بود

هر که باشد این مذاقش در حساب آدمی است

1313

این جواب آن غزل صائب که ناصح گفته است

آفتاب بی زوالی در نقاب آدمی است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر زمان در شهر بند عقل، سور و ماتمی است

جز جهان عشق نبود گر جهان بی غمی است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1200

اگلی نظم

هر دلی کز زلف جانان سر برآرد کشتنی است

از حرم صیدی که پا بیرون گذارد کشتنی است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1202

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور