صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3319

غزل شمارهٔ 3319

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: الیدارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گوشه گیری که لب نان حلالی دارد

سی شب از گردش ایام هلالی دارد

2

نیست جویای نظر چون مه نو ماه تمام

خودنمایی نکند هر که کمالی دارد

3

آب بر حسن گلوسوز فشاندن ستم است

ور نه لب تشنه ما آب زلالی دارد

4

چشم حیران کند از قطره شبنم ایجاد

هر که چون لاله و گل چهره آلی دارد

5

صدف بسته دهان نیست ز گوهر خالی

نشوی غافل ازان دل که ملالی دارد

6

فکر آن موی میان برد ز من صبر و قرار

خواب تلخ است بر آن کس که خیالی دارد

7

بال طاوس به صد چشم نگهبان خودست

نیست ایمن ز خطر هر که جمالی دارد

8

هر که چون نافه سر خود به گریبان برده است

می‌توان یافت که رم کرده غزالی دارد

9

خال از اندیشه خط روز خوش از عمر ندید

وای بر اختر سعدی که وبالی دارد

10

نتوان نسخه ازان چشم ز شوخی برداشت

ور نه مجنون به نظر چشم غزالی دارد

11

قسمت دیده شورست ازو گریه تلخ

هر که هر روز چو خورشید زوالی دارد

12

پرده صبح امیدست شب نومیدی

دل سودازده امید وصالی دارد

13

از ادب نیست شدن دست و گریبان با شمع

ور نه پروانه ما هم پر و بالی دارد

14

گرچه از بزم تو دل حلقه بیرون در است

با خیال تو عجب صحبت حالی دارد

15

هر که در دایره ساده دلان نیست چو ماه

دل نبندد به کمالی که زوالی دارد

16

دل خون گشته‌اش از آب بود لرزانتر

هر که سر در قدم تازه نهالی دارد

17

چه ضرورست چو خورشید به درها گردد

هر که در پرده شب راه سؤالی دارد

18

دل زاهد نشود صاف به صوفی صائب

زشت از دیدن آیینه ملالی دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حسن نو خط تو سرمایه نازی دارد

که ز هر حلقه خط چشم نیازی دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3318

اگلی نظم

هر کف خاک ز احسان تو جانی دارد

هر حبابی ز محیط تو جهانی دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3320

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن که بر نسترن از غالیه خالی دارد

الحق آراسته خلقی و جمالی دارد

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 173

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور