صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 92

غزل شمارهٔ 92

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ینتیغرا

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

کِی نیامِ پوچ می‌سازد به تمکین تیغ را؟

آستین زندان بود چون دستِ گلچین تیغ را

2

سیلِ بی‌زنهار را هر موج بالِ دیگرست

کثرتِ جوهر نمی‌سازد به تمکین تیغ را

3

غمزه‌اش از کشتنِ عشاق شد در خون دلیر

تشنهٔ خون می‌کند جان‌های شیرین تیغ را

4

می‌کند آهن‌دلی، کارِ فَسان با کج‌نهاد

نیست در خون‌ریختن حاجت به تلقین تیغ را

5

نیست پروا برق را از تلخرویی‌های ابر

چون سپر مانع شود ز ابرویِ پرچین تیغ را؟

6

دستِ گلچین شد دراز از چهرهٔ خندانِ گل

کرد زخمِ خنده رویِ من شَلایین تیغ را

7

کرد عشقِ آهنین بازو ز مومش نرمتر

آن که کرد از سخت‌جانی اَره چندین تیغ را

8

می‌رساند محضرِ بی‌رحمیِ خود را به مِهر

نیست از راهِ ترحُّم اشکِ خونین تیغ را

9

می‌برد دل از نگاهِ زیر‌چشمی بیش، حسن

جوهرِ دیگر بود زیرِ سپر این تیغ را

10

خوابِ آسایش به گِردِ دیدهٔ جوهر نَگشت

خونِ گرمِ من نشد تا شمعِِ بالین تیغ را

11

چشم‌ِ رحم از قاتلی دارم که از بهرِ شگون

اول از صیدِ حرم کرده است رنگین تیغ را

12

شد ز آهِ بی‌شمارِ من فلک بی دست و پا

چون برآید یک سپر از عهده چندین تیغ را؟

13

گر من از شُکرِ شهادت لب ز حیرت بسته‌ام

می‌کند صائب دهانِ زخم، تحسین تیغ را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون کند آن غمزهٔ خونریز عریان تیغ را

بخیهٔ جوهر شود زخمِ نمایان تیغ را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 91

اگلی نظم

آه باشد بِه ز زلفِ عنبرین عشاق را

اشک باشد بهتر از دُرِّ ثمین عشاق را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 93

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور