صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1858

غزل شمارهٔ 1858

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ریبجاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

جان در طلسم جسم ز تن پروری بجاست

این تیغ در نیام ز بیجوهری بجاست

2

غیر از خط تو، خط که را ای بهار صنع

در آفتابروی قیامت تری بجاست؟

3

ایمان به خط سبز تو آورد هر که بود

چشم سیاه مست ترا کافری بجاست

4

حرفی است این که سرمه شود مهر خامشی

چشم ترا ز سرمه زبان آوری بجاست

5

باران اگر چه نیست بجا در زمین شور

با زاهدان خشک زمستان تری بجاست

6

آیینه را گزیر نباشد ز پشت و روی

تا دین به جای خویش بود کافری بجاست

7

از بخل نیست راز حقیقت نهفته روی

در شیشه این شراب ز بی ساغری بجاست

8

کم نیست ز آب خضر، اثرهای پایدار

ز آیینه قصر دولت اسکندری بجاست

9

شیرازه نظام جهان است راستی

تا این علم بپای بود لشکری بجاست

10

زنار می شود کمر بندگی ترا

تا در دل تو داعیه سروری بجاست

11

عمر دراز قسمت بی حاصلان شود

صد سال سرو در چمن از بی بری بجاست

12

نتوان به دخل زلف سخن را ز دست داد

هم بت شکن به موقع و هم بتگری بجاست

13

از سر هوای جاه به افسون نمی رود

تا سر به جای خویش بود سروری بجاست

14

الزام خصم، کار فرومایگان بود

صائب گذشت اگر ز سر داوری بجاست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خط سر زد و تغافل او همچنان بجاست

گل کوچ کرد و گوش کر باغبان بجاست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1857

اگلی نظم

میگون لبی که مست و خرابم کند کجاست

سرچشمه ای که سیر ز آبم کند کجاست؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1859

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور