صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5999

غزل شمارهٔ 5999

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: هیساختن

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا چون درویشان توان با گاه گاهی ساختن

از سبک مغزی است با زرین کلاهی ساختن

2

خاک در چشمش، اگر گردد به ظاهر گوشه گیر

هر که بتواند پناه از بی پناهی ساختن

3

در تلاش نام نتوان چون عقیق ساده لوح

با دل پر خون به ننگ رو سیاهی ساختن

4

بستر و بالین ز خشت و خاک کن در زندگی

عاقبت چون خوابگاه از خاک خواهی ساختن

5

از برای طعمه چون قلاب گردن کج مکن

تا به آب خشک بتوان همچو ماهی ساختن

6

بهر قطع راه عقبی بال سامان دادن است

سیم و زر را پیشتر از خویش راهی ساختن

7

در هوای جذب دنیای خسیس ای سست مغز

رنگ خود چون کهربا تا چند کاهی ساختن؟

8

می تواند غوطه در دریای آتش زد دلیر

هر که بتواند به قرب پادشاهی ساختن

9

از محیط آفرینش فلس اگر داری طمع

با هزاران خار می باید چو ماهی ساختن

10

از گرانجانان به چوگان گوی سبقت بردن است

قامت خود خم به فرمان الهی ساختن

11

نیست ممکن صائب از روباه آید کار شیر

مصلحت نبود رعیت را سپاهی ساختن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن خرابم کز زبانم حرف نتوان ساختن

بیش ازین ما را مروت نیست ویران ساختن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5998

اگلی نظم

دل به حرف پوچ تا کی شاد خواهی ساختن؟

مصحف خود چند کاغذ باد خواهی ساختن؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6000

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور