صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3489

غزل شمارهٔ 3489

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رییافتهاند

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

عارفانی که ازین رشته سری یافته اند

بی خبر گشته ز خود تا خبری یافته اند

2

سالها مرکز پرگار حوادث شده اند

تا ازین دایره ها پا و سری یافته اند

3

چشم این سوختگان آب سیاه آورده است

تا ز سر چشمه حیوان خبری یافته اند

4

سالها کف به سر خویش چو دریا زده اند

تا ز دریای حقیقت گهری یافته اند

5

بار برداشته اند از دل مردم عمری

تا ز احسان بهاران ثمری یافته اند

6

سالها غوطه چو شب در دل ظلمت زده اند

تا ز چاک جگر خود سحری یافته اند

7

گر سر از جیب نیارند برون معذورند

در نهانخانه دل سیمبری یافته اند

8

بسته اند از دو جهان چشم هوس چون یعقوب

تا ز پیراهن یوسف نظری یافته اند

9

دلشان تنگتر از چشمه سوزن شده است

تا ز سر رشته مقصود سری یافته اند

10

دست بیداردلان آبله فرسوده شده است

تا ازین خانه تاریک دری یافته اند

11

همچو پروانه درین بزم ز سوز دل خویش

بارها سوخته تا بال و پری یافته اند

12

مکش از رخنه دل پای تردد زنهار

که درین کوچه ز سیمرغ پری یافته اند

13

گرد مجنون نظر باز، غزالان شب و روز

چون نگردند، که صاحب نظری یافته اند

14

صائب از گریه مستانه مکن قطع نظر

که ز هر قطره اشکی گهری یافته اند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر گروهی به دلیل دگر آویخته اند

بوشناسان به نسیم سحر آویخته اند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3488

اگلی نظم

عاقلانی که ز زنجیر تو سر وا زده اند

غافلانند که بر دولت خود پا زده اند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3490

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور