صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1932

غزل شمارهٔ 1932

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انهمناست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

این کوه غم که در دل دیوانه من است

سنگ ملامت ابجد طفلانه من است

2

جوش گل از ترانه مستانه من است

هر جا سری است گرم ز پیمانه من است

3

پیوسته هست در دل من گریه ای گره

سیلاب، پا شکسته ویرانه من است

4

جز خانه کمان در دیگر چرا زنم؟

پیکان تیر، آب من و دانه من است

5

باشد ز زخم تیغ زبان فتح باب من

هر رخنه ای ز دل در میخانه من است

6

نعلم بود در آتش دیگر، وگرنه شمع

یک مصرع از سفینه پروانه من است

7

چون بت پرست، روی دل من به سنگ نیست

بیت الحرام خلق صنمخانه من است

8

در دل ز توبه زنگ ملالی که مانده است

موقوف یک دو گریه مستانه من است

9

از داغ نیست بر دل من زنگ کلفتی

این جغد، خال چهره ویرانه من است

10

کنجی گرفته، از قفس و دام فارغم

بال و پر شکسته پریخانه من است

11

ناقوس من بود ز دل چاک چاک خود

رنگ شکسته صندل بتخانه من است

12

گلگل شکفته می شوم از سنگ کودکان

باغ و بهار من دل دیوانه من است

13

تا ترک آشنایی عالم گرفته ام

عالم تمام معنی بیگانه من است

14

چون گوهر از محیط به یک قطره قانعم

در دل شود چو گریه گره، دانه من است

15

دور و دراز شد سفر من ز حرف پوچ

خوابیده راه عشق ز افسانه من است

16

داغ من از تبسم گل تازه می شود

روی شکفته برق سیه خانه من است

17

مشق جنون من به نهایت کجا رسد؟

دشت جنون قلمرو دیوانه من است

18

در زیر چرخ، دل چه پر و بال وا کند؟

تنگ این صدف به گوهر یکدانه من است

19

می گردد از سیاهی چشم غزال بیش

این وحشتی که در دل دیوانه من است

20

دشتی که طی کند نفس برق و باد را

میدان نی سواری طفلانه من است

21

صائب رهی که قطع نگردد به عمرها

یک گام پیش همت مردانه من است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چشم اثر به گریه مستانه من است

خط نجات بر لب پیمانه من است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1931

اگلی نظم

دریا سواد سینه بی کینه من است

موج شکست، جوهر آیینه من است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1933

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چشم اثر به گریه مستانه من است

خط نجات بر لب پیمانه من است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1931

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور