صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 157غزل شمارهٔ 157شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ارخطمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشد گرفتاری فزون در روزگار خط مراخاک دامنگیر شد آخر غبار خط مرا2نقل کریںخط آزادی طمع زان خط مشکین داشتمابجد مشق جنون شد نوبهار خط مرا3نقل کریںگوهر شهوار را گرد یتیمی کیمیاستنیست بر خاطر غبار از رهگذار خط مرا4نقل کریںآنچنان کز سرمه گیرد روشنایی دیده هامی شود آیینه روشن از غبار خط مرا5نقل کریںچون قلم از هستی من هست تا بندی به جانیست آزادی ز دام دل شکار خط مرا6نقل کریںزشت می آیم به چشم خویش از بی جوهریدر جگر روزی که نبود خارخار خط مرا7نقل کریںسر نمی پیچم ز خط، تیغم اگر بر سر نهندچون قلم تا چاک دل شد رازدار خط مرا8نقل کریںدوربینان از دعا دارند بر آمین نظردر کمند زلف دارد انتظار خط مرا9نقل کریںنیست صائب بردم جان بخش عیسی چشم منزنده می دارد نسیم مشکبار خط مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنیست ممکن بر گرفتن دیده از رویش مرااره گر بر سر گذارد چین ابرویش مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 156اگلی نظماز بهار افزود شور عشق چون بلبل مراخامه مشق جنون گردید چوب گل مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 158آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنیست ممکن بر گرفتن دیده از رویش مرااره گر بر سر گذارد چین ابرویش مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 156
اگلی نظماز بهار افزود شور عشق چون بلبل مراخامه مشق جنون گردید چوب گل مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 158