صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4688غزل شمارهٔ 4688شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ادبهارصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبیاکه عقده زکارجهان گشاد بهاربهشت سربه گریبان غنچه دادبهار2نقل کریںنهشت یک دل افسرده درقلمروخاکبرات عیش به خلق ازشکوفه دادبهار3نقل کریںزخرمی درودیوارگلستان شدمستزهرگلی درمیخانه ای گشاد بهار4نقل کریںبه روشنایی مهتاب گل نشد قانعچراغ لاله به هر رهگذرنهاد بهار5نقل کریںکشید دشنه برق ازنیان ابر برونبه خرمن غم بی حاصلان فتادبهار6نقل کریںگشت آنکه زدی طبل رعد زیرگلیمصلای عیش به بانگ بلند داد بهار7نقل کریںبرآر سرزگریبان خامشی صائبکنون که غنچه منقارها گشاد بهار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل رمیده به امید این جهان مگذاربه شاخ بی ثمر بیدآشیان مگذارصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4687اگلی نظمسخن دریغ مداراز سخن کشان زنهاربه تشنگان برسان آب را روان زنهارصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4689آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل رمیده به امید این جهان مگذاربه شاخ بی ثمر بیدآشیان مگذارصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4687
اگلی نظمسخن دریغ مداراز سخن کشان زنهاربه تشنگان برسان آب را روان زنهارصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4689