صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2588

غزل شمارهٔ 2588

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: امیزنند

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

خام دستانی که پشت پا به دنیا می‌زنند

در حقیقت دستِ رد بر زاد عقبی می‌زنند

22

بندگی را می‌کنند از خطّ آزادی سجل

ساده‌لوحانی که حرف ترک دنیا می‌زنند

33

زود خواهد طشتشان افتادن از بام زوال

مهر خود چون آفتاب آن‌ها که بالا می‌زنند

44

چاره‌جویان را غم بیچارگان بار دل است

ناتوانان تکیه بر دوش مسیحا می‌زنند

55

رهنوردانی که بردارند بار از دوش خلق

سینه چون کشتی به دریا بی‌محابا می‌زنند

66

می‌کنند آماده اول در جگر جای خراش

دوربینان تیشه گر بر سنگ خارا می‌زنند

77

یافتند از ذوق کار آن‌ها که مزد کار خویش

خنده‌ها بر اهتمامِ کارفرما می‌زنند

88

در گداز انتظار روز محشر نیستند

دل‌خراشان سکه بر نقد خود اینجا می‌زنند

99

خانه‌بر‌دوشان ز طوف کعبه برگردیده‌اند

خیمهٔ خود تا گرانباران به صحرا می‌زنند

1010

اهل وحدت را نباشد جنگ با خصم برون

از شکست خویشتن بر قلب اعدا می‌زنند

1111

عاشقان در عین وصل، از بی‌قراری‌های شوق

پیچ و تاب موج در آغوش دریا می‌زنند

1212

دردمندان صائب از پا گر برون آرند خار

غوطه در خونابهٔ دل نیزه بالا می‌زنند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر کجا باشند رنگین فطرتان در گلشنند

خوش خیالان با پری در زیر یک پیراهنند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2587

اگلی نظم

با کمند زلف، خوبان بر صف دل می زنند

آه ازین دزدان که ره را با سلاسل می زنند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2589

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور