صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2443

غزل شمارهٔ 2443

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رمیکشد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

عشق یکسان ناز درویش و توانگر می‌کشد

این ترازو سنگ و گوهر را برابر می‌کشد

2

آفتاب روز محشر بیشتر می‌سوزدش

هرکه اینجا درد و داغ عشق کمتر می‌کشد

3

تا به کام دل کند جولان سپند شوخ ما

انتظار دامن صحرای محشر می‌کشد

4

دوزخ روشندلان در بند هستی بودن است

شمع این هنگامه آه از بهر صرصر می‌کشد

5

می‌شود از ناتوانی دشمن عاجز قوی

خنجری هر خار بر نخجیر لاغر می‌کشد

6

آتشین‌رویی که من پروانه او گشته‌ام

هر شرارش روغن از چشم سمندر می‌کشد

7

سرمه خواهد کرد چشم خفتگان خاک را

بر زمین این دامن نازی که محشر می‌کشد

8

می‌کشد آن روی نازک از نگاه گرم ما

آنچه از خورشید محشر سایه‌پرور می‌کشد

9

بیمی از کشتن ندارد شعله بی‌باک ما

شمع ما گردن به امید صبا برمی‌کشد

10

نیست هر ناشسته‌رویی قابل جولان اشک

این رقم را عشق بر رخسار چون زر می‌کشد

11

پاک گوهر را ز درد و داغ عشق اندیشه نیست

در دل آتش دم خوش عود و عنبر می‌کشد

12

کوری فرزند روشن می‌کند چشم گدا

ناز دونان را سپهر سفله‌پرور می‌کشد

13

می‌گدازد رشته را گوهر، ولیکن رشته هم

انتقام کاهش خود را ز گوهر می‌کشد

14

سر ز جیب صبح برمی‌آورد چون آفتاب

هرکه صائب در دل شب یک دو ساغر می‌کشد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

منعم از دل‌بستگی آزار دنیا می‌کشد

تا گهر دارد صدف تلخی ز دریا می‌کشد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2442

اگلی نظم

هرکه را از خانه بیرون جذبه دل می‌کشد

حلقه از نقش قدم در گوش منزل می‌کشد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2444

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور