صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 496غزل شمارهٔ 496شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انتراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںباغبان در نگشوده است گلستان ترابو نکرده است صبا سیب زنخدان ترا2نقل کریںاز تو محجوب تری یاد ندارد ایامبوی گل باز ندیده است گریبان ترا3نقل کریںپرده دیده بادام مشبک شده استدیده در خواب مگر سوزن مژگان ترا؟4نقل کریںآنقدر همرهی از طالع خود می خواهمکه پر از بوسه کنم چاه زنخدان ترا؟5نقل کریںنیست در شیوه مادر بخطایی چون مشکیک سر موی کمی، زلف پریشان ترا!6نقل کریںزهره کیست که عشاق ترا صید کندمی شناسد همه کس بلبل بستان ترا7نقل کریںپشت دستش هدف زخم ندامت گرددهر که از دست دهد گوشه دامان ترا8نقل کریںجامه فاخته ای کبک به دوش اندازدگر ببیند روش سرو خرامان ترا9نقل کریںدلم از موج تپیدن نپذیرد آرامتا به دندان نگزم سیب زنخدان ترا10نقل کریںصائب از طبع به این تازه غزل صلح مکناول جوش بهارست گلستان ترا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنه به چشم و دل تنها نگرانیم تراهمچو دام از همه اعضا نگرانیم تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 495اگلی نظمگر نبینیم به خلوت رخ چون ماه تراکسی از ما نگرفته است سر راه تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 497آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنه به چشم و دل تنها نگرانیم تراهمچو دام از همه اعضا نگرانیم تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 495
اگلی نظمگر نبینیم به خلوت رخ چون ماه تراکسی از ما نگرفته است سر راه تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 497