صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 610غزل شمارهٔ 610شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: لاستمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںز خاک کوی تو پرواز مشکل است مراکه از گرانی جان، کوه بر دل است مرا22نقل کریںبه صد امید به نخل تو کرده ام پیوندبریدن از تو به ناکام مشکل است مرا33نقل کریںهزار پله سبکبارتر بود قارونز تخم های امیدی که در گل است مرا44نقل کریںعجب که پای ترا در نگار نگذاردز انتظار تو خونی که در دل است مرا55نقل کریںشود ز آیه رحمت گناهکار دلیرنظر به سبزخطان زهر قاتل است مرا66نقل کریںمکش ز دست من آن ساعد نگارین راکه خون ز دست تو بسیار در دل است مرا77نقل کریںز نام من، به غلط هم دهن نسازد تلخهمان که یاد لبش نقل محفل است مرا88نقل کریںپرست چون جرس از ناله ام بیابان هااگر چه راه سخن پیش محمل است مرا99نقل کریںهمان که نقش مرا می زند به تیر از دوربه هر طرف که روم در مقابل است مرا1010نقل کریںگهر به گرد یتیمی نمی رسد صائبدر آن محیط که امید ساحل است مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرابه حیرتم که چرا این قدر گداخت مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 609اگلی نظمگرفتگی دل از چشمِ روشن است مراگره به رشته ز پیوندِ سوزن است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 611◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرابه حیرتم که چرا این قدر گداخت مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 609
اگلی نظمگرفتگی دل از چشمِ روشن است مراگره به رشته ز پیوندِ سوزن است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 611