زمین
برکش ای صوفی ز سر این خرقه سالوس را
جام می بستان و بشکن شیشه ناموس را
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 36
نعل در آتش گدازد، روی گرمت بوس را
زخمیِ دندان کند لعلت لبِ افسوس را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 73
نیست از رازِ نهانِ من خبر جاسوس را
نبضِ من بندِ زبان گردید جالینوس را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 74
عشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس را
پیشِ زُهّاد افکنم این خرقهٔ سالوس را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 76