صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1269

غزل شمارهٔ 1269

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انهایدرکارنیست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

چهره گلرنگ را پیمانه ای در کار نیست

نرگس مخمور را میخانه ای در کار نیست

22

نیست زلف دلفریب یار را حاجت به خال

دام چون افتاد گیرا، دانه ای در کار نیست

33

لنگر بی مدعایی چشم حیران را بس است

این صدف را گوهر یکدانه ای در کار نیست

44

حسن کامل عشقبازی می کند با خویشتن

شعله جواله را پروانه ای در کار نیست

55

نیست بر دست کسی چشم پریشان خاطران

زلف ماتم دیدگان را شانه ای در کار نیست

66

راه نتوان برد از سنگ نشان در بی نشان

حق طلب را کعبه و بتخانه ای در کار نیست

77

دل نمی باید شود غافل ازان جان جهان

ذکر حق را سبحه صد دانه ای در کار نیست

88

نونیازان را گزیری نیست از عشق مجاز

کاملان را ابجد طفلانه ای در کار نیست

99

پنبه گوش کهنسالان بود موی سفید

خواب وقت صبح را افسانه ای در کار نیست

1010

از نگاهی می توان ما را به خاک و خون کشید

صید ما را حمله شیرانه ای در کار نیست

1111

می کند وحشت ز خود، آن را که خلق افتاد تنگ

خانه زنبور را همخانه ای در کار نیست

1212

حسن چون بی پرده شد زنهار گرد او مگرد

کاین چراغ روز را پروانه ای در کار نیست

1313

می کند دل را عبث زیر و زبر آن حسن شوخ

بهر آن گنج روان ویرانه ای در کار نیست

1414

تیر صائب پر برون آرد در آغوش کمان

راه پیمای طلب را خانه ای در کار نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حسن عالمسوز او را ساغری در کار نیست

چهره خورشید را روشنگری در کار نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1268

اگلی نظم

شسته ام از چشمه مه رو به آبم کار نیست

شیر مست ماهتابم با شرابم کار نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1270

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور