صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 204غزل شمارهٔ 204شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ردهراہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: پزی ساتکنی عندلیبآڈیوپزی ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپزی ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپوست زندان است بر تن زاهد افسرده راحاجت زندان دیگر نیست خون مرده را2نقل کریںبر جراحت بخیه نتواند ره خوناب بستسود ندهد مهر خاموشی دل آزرده را3نقل کریںخضر در سرچشمه تیغش نمازی می کندعمر اگر باشد، دهان آب حیوان خورده را4نقل کریںنقد جان را چون شرر بر آتشین رویی فشاندر گره تا کی توان چون غنچه بست این خرده را؟5نقل کریںآب را استادگی آیینه روشن کندصاف می سازد تحمل، طبع بر هم خورده را6نقل کریںمی کند باد مخالف شور دریا را زیادکی نصیحت می دهد تسکین، دل آزرده را؟7نقل کریںهر چه رفت از کف، به دست آوردن او مشکل استچون کند گردآوری گل، بوی غارت برده را؟8نقل کریںاین جواب آن که وقتی حالتی فرموده استاز نصیحت می دهم تسکین، دل آزرده را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعمر در تلخی سرآید در شراب افتاده راساحل از موج خطر باشد در آب افتاده راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 203اگلی نظممی کنم از سینه بیرون این دل افسرده رابشنوم تا چند بوی این چراغ مرده را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 205زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای مه خرگه نشین از رخ برافکن پرده اشاد کن آخر گهی دلهای غم پرورده راجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46می کنم از سینه بیرون این دل افسرده رابشنوم تا چند بوی این چراغ مرده را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 205آڈیوصداکار منتخب کریںپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعمر در تلخی سرآید در شراب افتاده راساحل از موج خطر باشد در آب افتاده راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 203
اگلی نظممی کنم از سینه بیرون این دل افسرده رابشنوم تا چند بوی این چراغ مرده را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 205
ای مه خرگه نشین از رخ برافکن پرده اشاد کن آخر گهی دلهای غم پرورده راجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46
می کنم از سینه بیرون این دل افسرده رابشنوم تا چند بوی این چراغ مرده را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 205