صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1637

غزل شمارهٔ 1637

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انزدورفت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

هر که آمد به جهان دست به دامان زد و رفت

بر سر خشت عناصر دو سه جولان زد و رفت

22

سخت کاری است برون آمدن از عهده رسم

زین سبب بود که مجنون به بیابان زد و رفت

33

وقت آن خوش که درین راه نگردید گره

سینه چون آبله بر خار مغیلان زد و رفت

44

دلم از رفتن ایام جوانی داغ است

آه ازین برق که آتش به نیستان زد و رفت

55

هر که چون شبنم گل پاک شد از آلایش

غوطه در چشمه خورشید درخشان زد و رفت

66

دل من آب شد از غیرت اقبال حباب

که به یک چشم زدن غوطه به عمان زد و رفت

77

داغ ما چشم به الماس نگرداند سیاه

زخم ما تیغ تغافل به نمکدان زد و رفت

88

هر که از چشمه تیغ تو دمی آب کشید

خاک در دیده سرچشمه حیوان زد و رفت

99

بلبل ما به دل نازک گل رحم نکرد

آتش از شعله آواز به بستان زد و رفت

1010

مژه بر هم نزد از خواب اجل دیده ما

این نمک را که به این زخم نمایان زد و رفت؟

1111

از پریشانی ما یاد کجا خواهد کرد؟

دل که بر کوچه آن زلف پریشان زد و رفت

1212

وقت آن راهروی خوش که ازین خارستان

دست چون برق جهانسوز به دامان زد و رفت

1313

غم لشکر خور اگر پادشهی می خواهی

مور این زمزمه بر گوش سلیمان زد و رفت

1414

هر نسیمی که برآورد سر از جیب عدم

بر دل سوخته ما دو سه دامان زد و رفت

1515

جگر اهل سخن از نفس صائب سوخت

آه ازین شمع که آتش به شبستان زد و رفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اوست سرور که کلاه و کمر از یادش رفت

آن توانگر بود اینجا که زر از یادش رفت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1636

اگلی نظم

از هوس گر تو به دنبال هواخواهی رفت

زود بی برگ ازین دار فنا خواهی رفت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1638

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور