صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5226

غزل شمارهٔ 5226

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ررگسنگ

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

می زنم گرم ز بس تیشه خود بر رگ سنگ

می زند پیچ و خم موی بر آذر رگ سنگ

2

تا شد از سرمه وحدت نظر من روشن

رشته تجلی است مرا هر رگ سنگ

3

بیستون را منم آن کوهکن آتشدست

که شده است از عرقم رشته گوهر رگ سنگ

4

نیست روشن گهر از سختی دوران دلتنگ

خون یاقوت همان جوش زند در رگ سنگ

5

شکوه از سختی ایام ز کم ظرفیهاست

جوی شیر است مرا پیش نظر هر رگ سنگ

6

که دگر دست برآورد به شیرین کاری ؟

که شد از جوش حلاوت شکر رگ سنگ

7

شد به فرهاد ز کیفیت حسن شیرین

بیستون رطل گران و خط ساغر رگ سنگ

8

از دل سخت محال است برون آید آه

در کف سنگ بود عاجز و مضطر رگ سنگ

9

از دم تیشه آتش نفس من کرده است

علم انگشت به زنهار مکرر رگ سنگ

10

تیغ کهسار درآید به نظر جوهردار

بس که پیچیده ز سوز دل من هر رگ سنگ

11

آنقدر گوش به افسانه غفلت دادم

که شد از خواب گرانم مژه تر رگ سنگ

12

نیست از زخم زبان سنگدلان را پروا

نگشاید دهن شکوه ز نشتر رگ سنگ

13

بیستون بس که شد از کشتن فرهاد غمین

مژه اشک فشان است سراسر رگ سنگ

14

خون فرهاد محال است که پامال شود

که به خونخواهی او بسته کمر هر رگ سنگ

15

دل مخور در طمع مزد که سازد ز شرار

دهن تیشه فرهاد پر از زر رگ سنگ

16

نرم کن نرم رگ گردن خود را زنهار

که ز سختی نشود رشته گوهر رگ سنگ

17

صائب از شوق گهر جوش نشاطی دارم

که رگ ابر بهارست مرا هر رگ سنگ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

می شود دایره خلق ز بیماری تنگ

زین سبب چشم تو پیوسته بود بر سر جنگ

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5225

اگلی نظم

پیش چشمی که ز کان لعل برون آورده است

می کند جلوه موج می احمررگ سنگ

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5227

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

پیش چشمی که ز کان لعل برون آورده است

می کند جلوه موج می احمررگ سنگ

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5227

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور