صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4317

غزل شمارهٔ 4317

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انرسید

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا بوسه ای به من ز لب دلستان رسید

جانم به لب رسید ولب من به جان رسید

2

دست نوازش دل ازجای رفته شد

هر نامه ای که از تو به این ناتوان رسید

3

گیرم قدم به پرسش من رنجه ساختی

بیش است درد ازان که به دردم توان رسید

4

با آن که تیغ غمزه او در نیام بود

زخمش به مغز پیشتر از استخوان رسید

5

معراج زهد خشک به منبر رسیدن است

نتوان به بام چرخ به این نردبان رسید

6

از یک نگاه خون جهانی به خاک ریخت

در یک گشاد تیر به چندین نشان رسید

7

پوچ است چون حباب ز دریا بر آمده

حرف محبتی که ز دل بر زبان رسید

8

زان پر گل است گلشن حسنت چهار فصل

کز دست رفت هر که به این گلستان رسید

9

قلب است نقد دوست نمایان روزگار

بیچاره یوسفی که به این کاروان رسید

10

احوال من مپرس که با صدهزار درد

می بایدم به درددل دیگران رسید

11

تا کرد بیخودی ز عناصر مجردم

از چار موجه کشتی من بر کران رسید

12

صائب امیدوار به بخت جوان شدم

تا دست من به دامن پیر مغان رسید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید

تا ریشه ام چو رشته به آب گهر رسید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4316

اگلی نظم

پیرانه سر همای سعادت به من رسید

وقت زوال سایه دولت به من رسید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4318

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور