صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 612غزل شمارهٔ 612شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نیاستمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںز عشق، سینه پر داغ گلشنی است مرابه باغ خلد ز هر داغ روزنی است مرا2نقل کریںچرا به عقل ز دیوانگی پناه برم؟که از جنون، دهن شیر مأمنی است مرا3نقل کریںچو شمع، مد حیاتم بود ز رشته اشکبه دیده هر مژه بی اشک سوزنی است مرا4نقل کریںهمان ز بخت سیه پیش پا نمی بینماگر چه هر سر مو شمع روشنی است مرا5نقل کریںخجالت گنه از تیغ جانگدازترستگذشتن از سر تقصیر، کشتنی است مرا6نقل کریںکنم چگونه ادا شکر دست و تیغ ترا؟که هر شکاف ز دل صبح روشنی است مرا7نقل کریںنمی پرد به پر کاه دیگران چشممز سیر چشمی، هر دانه خرمنی است مرا8نقل کریںمگر به بال و پر بیخودی رسم جاییوگرنه نقش قدم چاه بیژنی است مرا9نقل کریںز بار دل چو صنوبر درین شکفته چمننهفته در ته هر برگ شیونی است مرا10نقل کریںز حرف سرد ملامتگران چرا لرزم؟به آتش جگر گرم، دامنی است مرا11نقل کریںبه گرد کعبه مقصود چون رسم صائب؟ز عزم سست به هر گام رهزنی است مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگرفتگی دل از چشمِ روشن است مراگره به رشته ز پیوندِ سوزن است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 611اگلی نظمبه اعتبار جهان هیچ کار نیست مرادماغ دشمنی روزگار نیست مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 613آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگرفتگی دل از چشمِ روشن است مراگره به رشته ز پیوندِ سوزن است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 611
اگلی نظمبه اعتبار جهان هیچ کار نیست مرادماغ دشمنی روزگار نیست مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 613