صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 320غزل شمارهٔ 320شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: اشودپیداصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںز سختی های دوران دیده بینا شود پیداشرار زنده دل از آهن (و) خارا شود پیدا2نقل کریںجهد پیوسته نبض موج در دریای پرشورشدل آسوده هیهات است در دنیا شود پیدا3نقل کریںبه خون خوردن گشاید عقده سر در گم عالمچنان کز باده روشن، ته دلها شود پیدا4نقل کریںگذارد سرو را از طوق قمری نعل در آتشبه هر گلشن که آن سرو سهی بالا شود پیدا5نقل کریںز شوق جستن آتش زیر پا دارد شرار منچه آسایش مرا از بستر خارا شود پیدا؟6نقل کریںتوان در پرده شرم از عذار یار گل چیدنکه حسن باده گلرنگ در مینا شود پیدا7نقل کریںبه جز خفت ندارد حاصلی خشم و غضب صائببه غیر از کف چه از آشفتن دریا شود پیدا؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدگر با نوخطی دارد دل من در میان سوداکه دارد در گره هر موی خطش یک جهان سوداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 319اگلی نظممرا آن روز راه حرف با دلبر شود پیداکه خط سبز از آن لبهای جان پرور شود پیداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 321آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدگر با نوخطی دارد دل من در میان سوداکه دارد در گره هر موی خطش یک جهان سوداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 319
اگلی نظممرا آن روز راه حرف با دلبر شود پیداکه خط سبز از آن لبهای جان پرور شود پیداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 321