صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3041

غزل شمارهٔ 3041

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ینخیزد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

کجا بی باده زنگ از خاطر اندوهگین خیزد؟

چسان این سبزه خوابیده بی آب از زمین خیزد؟

2

به عزم رقص چون از جای خود آن نازنین خیزد

فلک از پای بنشیند قیامت از زمین خیزد

3

حجاب نور طی کردن بود مشکلتر از ظلمت

نخواهم زلف مشکین زان عذار شرمگین خیزد

4

که دارد پای بیرون رفتن از بزمی که نتواند

سپند خال از حیرت زروی آتشین خیزد

5

کمان آسمانها نرم شد از گرمی آهم

ندانم کی ترا ای سنگدل چین از جبین خیزد

6

به آه از سینه عاشق نگردد کم غبار غم

چه گرد از دامن صحرا به باد آستین خیزد؟

7

سر عیسی زفیض دامن مریم فلک سا شد

نهالی کز زمین پاک خیزد این چنین خیزد

8

به آبم راند لعل آبدار او، ندانستم

که جای سبزه نیش از جویبار انگبین خیزد

9

فریب حرف لطف آمیز آن یاقوت لب خوردم

ندانستم که صد نقش مخالف زین نگین خیزد

10

دمید از آتش ابراهیم را گر سنبل و ریحان

ترا از آتش رخسار دود عنبرین خیزد

11

زتردستی به چشم آیینه را عالم سیه گردد

به می کی زنگ کلفت از دل اندوهگین خیزد؟

12

زقطع زلف امید رهایی داشتم صائب

ندانستم که چون خط دلربایی از کمین خیزد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کجا تدبیر پیران کهنسال از جوان خیزد؟

نیاید از دم تیغ آنچه از پشت کمان خیزد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3040

اگلی نظم

زرخسار تو رنگ از گلشن ایجاد می خیزد

زرفتار تو از آب روان فریاد می خیزد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3042

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور