صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1876

غزل شمارهٔ 1876

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انچهحاجتاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

با چهره شکفته گلستان چه حاجت است؟

با خط و زلف، سنبل و ریحان چه حاجت است؟

22

روی ترا به زلف پریشان چه حاجت است؟

آتش چو سرکش است به دامان چه حاجت است؟

33

دریای آرمیده به آشوب تشنه است

شور مرا به سلسله جنبان چه حاجت است؟

44

از دامن است شعله جواله بی نیاز

گرداب را به شورش طوفان چه حاجت است؟

55

آتش گل همیشه بهارست عشق را

پروانه را به سیر گلستان چه حاجت است؟

66

زندان بود به مردم خودبین سواد شهر

از خود رمیده را به بیابان چه حاجت است؟

77

عالم به چشم آینه گردد سیه ز آب

دل زنده را به چشمه حیوان چه حاجت است؟

88

باشد ز چوب منع دربسته بی نیاز

با جبهه گرفته به دربان چه حاجت است؟

99

از سینه های چاک بود فتح باب دل

این در چو باز شد به گریبان چه حاجت است؟

1010

ریزش چه کار با دل بی آرزو کند؟

آن را که تخم سوخت به باران چه حاجت است؟

1111

گلچین چه گل ز گلشن دربسته می برد؟

با روی شرمناک، نگهبان چه حاجت است؟

1212

اکنون که سوخت گرمی پرواز بال من

دیگر مرا به شمع شبستان چه حاجت است؟

1313

از دل، گرفتگی به تماشا نمی رود

نقش و نگار بر در زندان چه حاجت است؟

1414

ما خون خود حلال به تیغ تو کرده ایم

از خاک ما کشیدن دامان چه حاجت است؟

1515

پیری ز میل سیب زنخدان حجاب نیست

در میوه بهشتی به دندان چه حاجت است؟

1616

شد رهنما به حق چو مرا درد بی دوا

صائب دگر به ناز طبیبان چه حاجت است؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

روی ترا به زلف معنبر چه حاجت است؟

این شعله را به بال سمندر چه حاجت است؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1875

اگلی نظم

از آه، حسن را خطر بی نهایت است

خط بر چراغ حسن تو دست حمایت است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1877

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور