صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6712

غزل شمارهٔ 6712

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: لی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

قطره ای از قلزم توحید باشد هر دلی

دست رد بر هیچ مخلوقی منه گر واصلی

2

گرد هستی در سفر دارد ترا چون گردباد

هر کجا این گرد بنشیند ز پا، در منزلی

3

می گشاید عقده فولاد را آتش چو موم

عشق عالمسوز را یاد آر در هر مشکلی

4

تا درین وحدت سرا خود را جدا دانی ز خلق

در حساب دفتر ایجاد فرد باطلی

5

کشتیی را یک معلم بس بود بهر نجات

چرخ از پا درنیاید تا بود صاحبدلی

6

بر گرانان مشکل است از بحر بیرون آمدن

ورنه خس از هر کف بی مغز دارد ساحلی

7

سالها باید درین وادی ز خود وحشی شدن

تا به سر وقت تو آید همچو مجنون محملی

8

باربرداری است بهر توشه فردای تو

مغتنم دان چون به درگاه تو آید سایلی

9

گرچه با هر کس کنی نیکی، نمی بینی زیان

سعی کن زنهار پیدا کن زمین قابلی

10

حفظ کن تا می توانی آبروی خویش را

گر ز کشت زندگی داری امید حاصلی

11

هست در دنبال هم پست و بلند روزگار

سر به جای پا گذاری گرچه شمع محفلی

12

بیشتر از طول خواهد بود عرض راه تو

این چنین کز مستی غفلت به هر سو مایلی

13

نوبهار زندگی در خواب غفلت صرف شد

از مآل خویشتن صائب چه چندین غافلی؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شب که مغزم را به جوش آورد شور بلبلی

بود دامان دگر بر آتش من هر گلی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6711

اگلی نظم

ابر مظلم تیره گرداند جهان را در دمی

یک ترشرو تلخ سازد عیش را بر عالمی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6713

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

باز آمد در چمن یاد از صفیر بلبلی

رنگ‌گل‌، طرف عذاری بوی‌سنبل‌کاکلی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2749

گه به عشق کاکلت بر سینه سازم سنبلی

گاه سوزم در هوای عارضت بر سر گلی

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 551

شب که مغزم را به جوش آورد شور بلبلی

بود دامان دگر بر آتش من هر گلی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6711

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور