صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 429غزل شمارهٔ 429شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ارگلچینراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاگر چه رنگ آن گل می برد از کار گلچین راهمان از شوخی بو می کند بیدار گلچین را2نقل کریںبه روی غیر می خندد نگار من، نمی داندکه رغبت می فزاید از گل بی خار گلچین را3نقل کریںهوس را در حریم حسن رو دادن به آن ماندکه خار از دست بیرون آورد گلزار گلچین را4نقل کریںمرا از روی شرم آلود او روشن شد این معنیکه خواهد دید آن گل پشت سر بسیار گلچین را5نقل کریںز قرب بوالهوس در آتشم، با آن که می دانمکه خواهد سوختن آن آتشین رخسار گلچین را6نقل کریںجگر را در ذوق داغش کرد گرم عشقبازی هابه گلشن می دواند گرمی بازار گلچین را7نقل کریںز قرب بوالهوس صد خار دارم در جگر صائبچسان بلبل تواند دید در گلزار گلچین را؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمطلایی شد چمن ساقی بگردان جام زرین رابکش بر روی اوراق خزان دست نگارین راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 428اگلی نظمچه پروا از عتاب و ناز عشاق بلاجو راکه عاشق مد احسان می شمارد چین ابرو راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 430آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمطلایی شد چمن ساقی بگردان جام زرین رابکش بر روی اوراق خزان دست نگارین راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 428
اگلی نظمچه پروا از عتاب و ناز عشاق بلاجو راکه عاشق مد احسان می شمارد چین ابرو راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 430