صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 726غزل شمارهٔ 726شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: لمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز گرد خط، فزود محبت به دل مراپای به خواب رفته فرو شد به گل مرا2نقل کریںهر شکوه ای که هست، ز درمان بود مراورنه ز درد نیست غباری به دل مرا3نقل کریںآزادگی چو سرو بود عذرخواه مندست تهی ز خلق ندارد خجل مرا4نقل کریںدوزخ فسرده می شود از مشت آب مندارد ز بس که شرم گنه منفعل مرا5نقل کریںباشد چو نقش پای زمین گیر، برق و باددر کوچه ای که رفته فرو پا به گل مرا6نقل کریںمن کز یگانگی در توحید می زنمترسم دو زلف یار نماید دو دل مرا7نقل کریںبی پرده کردم آنچه نبایست کردنمحاشا که عفو یار نماید خجل مرا8نقل کریںدزدیده ام چو زخم ازان تیغ آبهاای وای تیغ او نکند گر بحل مرا9نقل کریںصائب ز داغ عشق شکایت چسان کنم؟کز قید عقل داد نجات این سجل مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپیچیده درد هجر تو بر یکدگر مراشاید غلط به نامه کند نامه بر مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 725اگلی نظماز بس گرفت تنگی دل در میان مرادر کام همچو غنچه نگردد زبان مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 727آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپیچیده درد هجر تو بر یکدگر مراشاید غلط به نامه کند نامه بر مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 725
اگلی نظماز بس گرفت تنگی دل در میان مرادر کام همچو غنچه نگردد زبان مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 727