صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6613

غزل شمارهٔ 6613

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انصبحگاه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از اشک ماست پاکی دامان صبحگاه

از آه سرد ماست رگ جان صبحگاه

2

دستی بلند ساز که عمر دراز خضر

مدی بود ز دفتر احسان صبحگاه

3

در بیضه طوطی دل زنگار بسته را

شکرشکن کند شکرستان صبحگاه

4

هر عقده ای که در دل از انجم سپهر داشت

شد سر به سر گشاده ز دندان صبحگاه

5

تنگی ز دل، گرفتگی از سینه می برد

پیشانی گشاده ایوان صبحگاه

6

از شب چو خون مرده جهان آرمیده بود

پرشور عشق شد ز نمکدان صبحگاه

7

نانش همیشه گرم بود همچو آفتاب

هرکس بود وظیفه خور خوان صبحگاه

8

از اشتیاق جلوه آن آفتاب رو

قد می کشد چو سرو، خیابان صبحگاه

9

دایم به روی خلق در فیض باز نیست

غافل مشو ز چاک گریبان صبحگاه

10

عمر دوباره ای که شود تازه جان ازو

آماده است در لب خندان صبحگاه

11

بیدار می کند دل در خواب رفته را

فریاد بلبلان خوش الحان صبحگاه

12

چون گاهواره خشک چه بر جای مانده ای؟

تر کن لبی چو طفل ز پستان صبحگاه

13

مردان به آه گرم مکرر ربوده اند

گوی سعادت از خم چوگان صبحگاه

14

چون آفتاب شد شفقی چهره ام ز رشک

کز تیغ کیست زخم نمایان صبحگاه

15

از جبهه گشاده به مطلب توان رسید

صائب مدار دست ز دامان صبحگاه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

روشن ز نور صدق بود جان صبحگاه

بی وجه نیست چهره خندان صبحگاه

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6612

اگلی نظم

در جسم خاکسار مرا جان سوخته

باشد سفال تشنه و ریحان سوخته

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6614

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مانا دمید بوی گلستان صبح گاه

کاواز داد مرغ خوش‌الحان صبحگاه

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 233

روشن ز نور صدق بود جان صبحگاه

بی وجه نیست چهره خندان صبحگاه

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6612

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور