صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3178

غزل شمارهٔ 3178

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارگلچیند

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

زحیرت عاشق از نظاره اغیار گل چیند

که بلبل مست چون شد از در و دیوار گل چیند

2

به سیر باغ و بستان احتیاجی نیست عاشق را

که هم از کار خود فرهاد شیرین کار گل چیند

3

تماشای رخش در دستها نگذاشت گیرایی

مگر از حسن خود آن آتشین رخسار گل چیند

4

ز زخم خار بیش از گل نگارین می شود دستش

به دست رعشه دار آن کس که از گلزار گل چیند

5

نسیم از جوش گل از دور می بوسد زمین اینجا

تماشایی مگر از رخنه دیوار گل چیند

6

شود کارش چو کار کوهکن در دیده ها شیرین

زروی کارفرما هر که وقت کار گل چیند

7

درین عالم مرا دیوانه ای خونین جگر دارد

که بی پیمانه گردد مست و بی گلزار گل چیند

8

نه مجنونم که فیض خود دریغ از شهریان دارم

که از دیوانه من کوچه و بازار گل چیند

9

کسی کان چشم خواب آلود در مد نظر دارد

به اندک فرصتی از دولت بیدار گل چیند

10

خوش افتاده است از بس عشق پنهانم، نمی خواهم

که از تغییر رنگ من نگاه یار گل چیند

11

عجب دارم خدا بردارد این ظلم نمایان را

که بیش از چشم من، آیینه زان رخسار گل چیند

12

فلک را داغ دارد بی نیازیهای من صائب

چه سازد باغبان با دیده ای کز خار گل چیند؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کسی کز عقل وحشی شد چون مجنون بد نمی بیند

زخود رم کرده آزاری زدام و دد نمی بیند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3177

اگلی نظم

زسنگ کودکان از پا دل دیوانه ننشیند

به حرف سخت از جوش خود این میخانه ننشیند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3179

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور