صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6017غزل شمارهٔ 6017شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ایخویشتنہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، میلاد نصرتیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهیچ همدردی نمی یابم سزای خویشتنمی نهم چون بید مجنون سر به پای خویشتن22نقل کریںاز مروت نیست با سنگ جفا راندن مرامن که در بند گرانم از وفای خویشتن33نقل کریںمن کدامین ذره ام تا بی نیازان جهانصرف من سازند اوقات جفای خویشتن44نقل کریںراستی در پله افتادگی دارد مرامی روم در چاه دایم از عصای خویشتن55نقل کریںصد جفا می بینم و بر خود گوارا می کنمبرنمی آیم، چه سازم با وفای خویشتن66نقل کریںبخت اگر در نارسایی ها رسا افتاده استنیستم نومید از آه رسای خویشتن77نقل کریںمی کند گردش فلک بر مدعای من مدامتا فشاندم آستین بر مدعای خویشتن88نقل کریںاز تجلی می تواند سنگ را یاقوت کردآن که می دارد دریغ از من لقای خویشتن99نقل کریںهر که با جمعیت اظهار پریشانی کندمی زند فال پریشانی برای خویشتن1010نقل کریںاین چنین زیر و زبر عالم نمی ماند مداممی نشاند چرخ هر کس را به جای خویشتن1111نقل کریںهر حباب شوخ چشم از پرده ای گردم زندبحر یکتایی نیفتد از هوای خویشتن1212نقل کریںنیستم صائب حریف منت درمان خلقباز می سازم به درد بی دوای خویشتن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبرده ام تا از سر کویت نشان خویشتنهم به جان تو که بیزارم ز جان خویشتنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6016اگلی نظمعشق در بند گران است از وفای خویشتنبید مجنون است خود زنجیر پای خویشتنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6018◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںعشق در بند گران است از وفای خویشتنبید مجنون است خود زنجیر پای خویشتنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6018◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمیلاد نصرتیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبرده ام تا از سر کویت نشان خویشتنهم به جان تو که بیزارم ز جان خویشتنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6016
اگلی نظمعشق در بند گران است از وفای خویشتنبید مجنون است خود زنجیر پای خویشتنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6018
عشق در بند گران است از وفای خویشتنبید مجنون است خود زنجیر پای خویشتنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6018