صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2888

غزل شمارهٔ 2888

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: بهیادارد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

عجب دارم که یار این نابسامان را به یاد آرد

چه افتاده است کس خواب پریشان را به یاد آرد؟

2

فراموشی زیاران لازم افتاده است دولت را

کجا بر چرخ، عیسی دردمندان را به یاد آرد؟

3

نبیند داغ دشمنکامی از ایام، آگاهی

که در ایام دولت دوستداران به یاد آرد

4

به کافر نعمتی مشهور گردد ناجوانمردی

که با درد جگرسوز تو درمان را به یاد آرد

5

سزای خاکمال انتقام است آن دل غافل

که با دریای رحمت گرد عصیان را به یاد آرد

6

چو مور آن کس که از ملک قناعت گوشه ای دارد

زهی غفلت اگر ملک سلیمان را به یاد آرد

7

زبیدردی نمک را زخم ما خون می کند در دل

به مرهم چون فتد کارش نمکدان را به یاد آرد

8

نبیند بینوایی هرگز از دوران نواسنجی

که در ایام بی برگی گلستان را به یاد آرد

9

زکافر نعمتان قسمت است آن طوطی نادان

که با گفتار شیرین شکرستان را به یاد آرد

10

وطن را خواری اخوان کند خاک فراموشان

عزیز مصر هیهات است کنعان را به یاد آرد

11

خوشا رندی که چون از ساغر توحید می نوشد

خمارآلودگان بزم امکان را به یاد آرد

12

زیاد گریه مستانه خمیازه است کار دل

صدف را چاک گردد دل چو نیسان را به یاد آرد

13

زکنعان روی در دیوار زندان آورد صائب

چو یوسف سیلی بیداد اخوان را به یاد آرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نه تنها از نشاط می لب جانانه می خندد

که سر تا پای او چون شاخ گل مستانه می خندد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2887

اگلی نظم

خط مشکین او سودای عنبر را به جوش آرد

نگاه گرم او خون سمندر را به جوش آرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2889

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور