صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3150

غزل شمارهٔ 3150

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: اند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

زخود بیگانگی را آشنایی عشق می داند

به خود مشغول بودن را جدایی عشق می ماند

2

همان با زلف لیلی روح مجنون می کند بازی

ز زنجیر محبت کی رهایی عشق می داند؟

3

مگو چون بلبل و قمری سخن از سرو و گل اینجا

که این افسانه ها را ژاژ خایی عشق می داند

4

به بزم عشق مهر بی نیازی بر مدار از لب

که همت خواستن را هم گدایی عشق می داند

5

دل خوش مشرب و پیشانی وا کرده ای دارد

که سنگ کودکان را مومیایی عشق می داند

6

چو دیدی دست و تیغ عشق را از دور بسمل شو

که بال و پر زدن را بد ادایی عشق می داند

7

زسختی رو نمی تابد، زکوه غم نمی نالد

نژاد از سنگ دارد مومیایی، عشق می داند

8

نمی دانم چه سازم تا فنای مطلقم داند

که در خود گم شدن را خودنمایی عشق می داند

9

چو عشق آمد به دل صائب مکن اندیشه سامان

کجا چون عقل ناقص کدخدایی عشق می داند؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نه هر پیمانه ای از حال خود ما را بگرداند

مگر رطل گران این سنگ را از جا بگرداند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3149

اگلی نظم

زمین را وحشی رم کرده یک کف خاک می داند

فضای آسمان را حلقه فتراک می داند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3151

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بت محمل نشین من مگر حالم نمی داند

که می بندد برین دل بار و محمل تند می راند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 457

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور