صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2839

غزل شمارهٔ 2839

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارمیگردد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نسیم نوبهاران بر دماغم بار می‌گردد

گل بی‌خار در پیراهن من خار می‌گردد

2

تن خاکی نگیرد پیش راه پاکدامانان

که در بر روی یوسف باز از دیوار می‌گردد

3

نهد احسان ساقی تاج لعل از باده‌اش بر سر

سر هرکس که در میخانه بی‌دستار می‌گردد

4

چنان ترسیده است آیینه‌ام از پرتو منت

که از صیقل جهان بر دیده من تار می‌گردد

5

ز سختی‌های دوران می‌شود دشوارها آسان

مصور صورت شیرین درین کهسار می‌گردد

6

نباشد در جگر آب مروت بحر را، ورنه

چو گوهر جام ما از قطره‌ای سرشار می‌گردد

7

ندارد با زمین گیران غفلت گفت‌وگو سودی

ره خوابیده کی ز آواز پا بیدار می‌گردد؟

8

نگردانند از سنگ ملامت رو خداجویان

که چون سیلاب سنگین شد سبک‌رفتار می‌گردد

9

درشتی‌های ره را عذرخواهی نیست چون منزل

اگر مردن نباشد زندگی دشوار می‌گردد

10

در ایام کهنسالی ز دنیا رو به عقبی کن

که می‌افتد به هرسو مایل این دیوار می‌گردد

11

ز بی‌آرامی از نقش مراد افتاده‌ای غافل

چو شد استاده آب آیینه گلزار می‌گردد

12

در پوشیده سد ره شود مهمان غیبی را

گران‌خوابی حجاب دولت بیدار می‌گردد

13

دل روشن ز حرف و صوت هیهات است بگشاید

بر این آیینه عکس طوطیان زنگار می‌گردد

14

چرا اندیشم از زخم زبان ناصحان صائب؟

که سوهان از درشتی‌های من هموار می‌گردد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زخشکی در دهانم آب گردآلود می گردد

درین ساغر شراب ناب گردآلود می گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2838

اگلی نظم

سخن‌سنجی سرآمد در فن گفتار می‌گردد

که چون پرگار گرد نقطه‌ای صدبار می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2840

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

همه شب در دلم آن کافر خونخوار می‌گردد

حریر بسترم در زیر پهلو خار می‌گردد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 442

چو شمع از عضو عضوم آگهی سرشار می‌گردد

به هرجا پا زنم آیینه‌ای بیدار می‌گردد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 950

کسی کو شب به بالین من بیمار می‌گردد

دلش از ناله‌های زار من افگار می‌گردد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 381

سخن‌سنجی سرآمد در فن گفتار می‌گردد

که چون پرگار گرد نقطه‌ای صدبار می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2840

ز خط آیینه روی که جوهردار می‌گردد؟

که در پیراهن آیینه جوهر خار می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2841

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور