صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4311

غزل شمارهٔ 4311

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انمنمیدهد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خالش خبر ز سر دهانم نمی‌دهد

زان راز سر به مهر نشانم نمی‌دهد

2

شد بسته راه خیر به نوعی که آن دهن

یک بوسه آشکار و نهانم نمی‌دهد

3

هرچند شد ز حلقه خط پای در رکاب

زلفش همان به دست عنانم نمی‌دهد

4

چون خال سوخت تخم امید من و هنوز

لعل لبش به آب نشانم نمی‌دهد

5

با آن که عمرهاست پریشان اوست دل

شیرازه‌ای ز موی میانم نمی‌دهد

6

فریاد کز سیاه دلی خط عنبرین

راه سخن به کنج دهانم نمی‌دهد

7

دست از میان زلف تو کوته نمی‌کنم

تا از دل رمیده نشانم نمی‌دهد

8

در زیر لب مراست سخن‌های آتشین

چون شمع اشک و آه امانم نمی‌دهد

9

دیگر چه واقع است که آن چشم خوابناک

در پرده رطل‌های گرانم نمی‌دهد

10

هرچند چون قلم دلم از درد شد دو نیم

حرف شکایتی به زبانم نمی‌دهد

11

کی می‌کنم نظر به خرامش که همچو موج

بی‌طاقتی به آب روانم نمی‌دهد

12

صائب منم که کوه غم و درد روزگار

استادگی به طبع روانم نمی‌دهد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مجنون عنان به مردم عاقل نمی دهد

موج رمیده دست به ساحل نمی دهد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4310

اگلی نظم

آن را که عشق بخت جوانی نمی دهد

از حادثات خط امانی نمی دهد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4312

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بخت از دهانِ دوست نشانم نمی‌دهد

دولت خبر ز رازِ نهانم نمی‌دهد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 229

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور