صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 872غزل شمارهٔ 872شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اییمماهمچونحبابصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگر به ظاهر بادپیماییم ما همچون حباباز هواداران دریاییم ما همچون حباب22نقل کریںگرچه هیچ و پوچ می دانند ما را غافلاندر حقیقت عین دریاییم ما همچون حباب33نقل کریںاز شمار موجه این بحر غافل نیستیمپای تا سر چشم بیناییم ما همچون حباب44نقل کریںسیر و دور ما به جزر و مد دریا بسته استگاه پنهان، گاه پیداییم ما همچون حباب55نقل کریںگشته ایم از جستجوی بحر سر تا پای چشمگرچه در آغوش دریاییم ما همچون حباب66نقل کریںدیدن دزدیده یادی از خیانت می دهداز نظربازان رسواییم ما همچون حباب77نقل کریںقلزمی را کز لطافت درنمی آید به چشمبا هزاران چشم جویاییم ما همچون حباب88نقل کریںدر تماشاگاه دریا رشک بر خود می بریمپرده چشم تماشاییم ما همچون حباب99نقل کریںنیست عقل مصلحت بین در سر بی مغز مامرکز پرگار سوداییم ما همچون حباب1010نقل کریںپیش دریا می کنیم از جهل اظهار حیاتیک نفس هر چند برپاییم ما همچون حباب1111نقل کریںنیست ما را در جهان آب و گل ویرانه ایخانه بردوشان دریاییم ما همچون حباب1212نقل کریںغیر را در خلوت دربسته ما بار نیستدر میان جمع تنهاییم ما همچون حباب1313نقل کریںاز گرانی بار بر دریا چو لنگر نیستیماز سبکروحی سبکپاییم ما همچون حباب1414نقل کریںرزق ما از بحر پر گوهر بود دست تهیتا به حرف پوچ گویاییم ما همچون حباب1515نقل کریںگرچه از سر در هوایانیم پیش ناقصانپرده دار بحر یکتاییم ما همچون حباب1616نقل کریںلاف یکتایی ز ما روشن ضمیران دور نیستزاده آن بحر یکتاییم ما همچون حباب1717نقل کریںهیچ رازی بحر را صائب ز ما پوشیده نیستاز صفا آیینه سیماییم ما همچون حباب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر محیط عشق باشد از سر پر خون حبابباشد این دریای خون آشام را گلگون حبابصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 871اگلی نظمبس که از رخسار او در پیچ و تاب است آفتابتشنه ابرست و جویای نقاب است آفتابصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 873◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر محیط عشق باشد از سر پر خون حبابباشد این دریای خون آشام را گلگون حبابصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 871
اگلی نظمبس که از رخسار او در پیچ و تاب است آفتابتشنه ابرست و جویای نقاب است آفتابصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 873