صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 964غزل شمارهٔ 964شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: تاستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںحیرت شبنم درین گلزار عین حکمت استرتبه بینایی هر کس به قدر حیرت است22نقل کریںخودنمایی غافلان را در بلا می افکندپای خواب آلود تا ساکن بود بی آفت است33نقل کریںموج در یکتایی دریا نیندازد خللچهره وحدت نهان در زیر زلف کثرت است44نقل کریںزود باشد کز ندامت سر به جای پا نهدهر که در بزم جهان چون شمع، عاشق صحبت است55نقل کریںکف نگیرد دامن غواص گوهر جوی رااز تماشا مطلب عارف شکار عبرت است66نقل کریںیادبود ما فراموشی است از احوال ماپیش عزلت دوستان تقصیر خدمت خدمت است77نقل کریںنیست صائب عاشقان را از غم دنیا ملالماهیان را موجه دریا کمند وحدت است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماهل معنی را تماشا مانع جمعیت استحلقه چشمی که شد حیران، کمند وحدت استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 963اگلی نظمهر که را دیدیم در عالم گرفتار خودستکار حق بر طاق نسیان مانده، در کار خودستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 965◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمن به دوزخ می روم، زاهد اگر در جنت استدوزخ ارباب معنی صحبت بی نسبت استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 962اهل معنی را تماشا مانع جمعیت استحلقه چشمی که شد حیران، کمند وحدت استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 963◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماهل معنی را تماشا مانع جمعیت استحلقه چشمی که شد حیران، کمند وحدت استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 963
اگلی نظمهر که را دیدیم در عالم گرفتار خودستکار حق بر طاق نسیان مانده، در کار خودستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 965
من به دوزخ می روم، زاهد اگر در جنت استدوزخ ارباب معنی صحبت بی نسبت استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 962
اهل معنی را تماشا مانع جمعیت استحلقه چشمی که شد حیران، کمند وحدت استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 963